مدت زیادی است که به علت درگیریها و مشغلههای مختلف نتوانسته بودم، پست جدیدی بنویسم. انجام تحقیق ها و پروژه های درسی دکتری، مسأله ی مهم ازدواج در کنار مشغله های روز مره و اندکی هم چاشنی تنبلی (!) موجب شد که مدتی شرمنده لطف دوستان و پیگیری ها شان باشم که گوشه ای از حسن نظر دوستان گرامی در بخش نظرات دیده می شود. واقعیت اینست که نه از فضای مجاری قهر کرده ام و نه محبت دوستانم را فرموش کرده ام، امّا مشغله های درسی، کار و زندگی فرصت کمتری برای حضور فعّال و مستمر برایم باقی گذاشته، امّا انشاءاله… عرصه را خالی نخواهم کرد و در حد بضاعت در گردون خواهم نوشت.
پیچیدگی پدیده های اجتماعی
دو روز پیش، سید مهدی هاشمی سرپرست وزارت کشور اعلام کرد که خودروهای با حجم بیش از 2000سی سی تولید داخلی و 1300 سی سی وارداتی از یکم تیر ماه حذف خواهد شد.
سالانه میلیاردها دلار از سرمایه کشور با عنوان یارانه بنزین، نه تنها دود می شود بلکه موجب تشدید آلودگی هوا و ترافیک نابهنجار خیابان هاهم می شود.(آمار دقیق را به خاطر نوسان شدید قیمت های جهانی نفت و بنزین دراختیار ندارم). ازسال های گذشته همواره موضوع بنزین و یارانه آن مورد توجه و بحث محافل سیاسی و اقتصادی بود.اما به دلیل درد های طبیعی ناشی از این جراحی مهم، هیچگاه موضوع حذف یارانه و آزادسازی قیمت بنزین مورد توجه جدی متولیان امور و سیاستگزاران و مجریان قرار نگرفت.
سهمیه بندی اخیر هم تنها گامی کوچک در راستای حل این معضل است که در حال حاضر در مقام ارزیابی و نقد آن نیستم. حذف سهمیه بنزین خودرو های با حجم مصرف بالا که نوعاً خودرو های گران قیمت هم هستند، از دو منظر موجه به نظر می رسد:
الف) این خودرو ها مصرف بالا و به تبع آن سهم بالایی در آلایندگی و….. دارند، از این رو برای حذف یارانه دولتی، اولویت بیشتری دارند.
ب)این خودرو ها، خودرو های گران قیمت هستند و به دلیل آن که دارندگان آن ها در دهک ها بالای در آمدی هستند، با توجه به ضرورت هدفمند شدن یارانه ها، حذف یارانه آن ها موجه است.
خود من مانند بسیاری از ناظران و کارشناسان، بنا به دلایل فوق، از این تصمیم استقبال می کردم، امّا روز گذشته که با تنی چند از همکاران دانشگاهی گفتگو می کردم ، وجوه دیگر از تبعات این تصمیم برایم آشکار شد.
1)دارندگان این خودر ها می توانند خودرو های ارزانی تهیه کنند و از سهمیه آن ها استفاده کنند و از این رو غرض تصمیم گیران را نقض کنند.
2)دارندگان این خودروها عموماً صاحبان سرمایه هستند که اصولاً نقشی مهم در تولید اقتصادی و کار آفرینی دارند، اقداماتی از این دست، موجب نارضایی و ناخرسندی صاحبان سرمایه و کاهش انگیزه های تولید سالم اقتصادی و مآلاً فرار سرمایه می شود.
با توجه به مطالب فوق، به این فهرست می توان موارد دیگری هم افزود. به این مطلب هم فعلاً کاری ندارم که واقعاً هر یک از 4 استدلال فوق در عالم خارج و شرایط کنونی کشور ایران چقدر موضوعیت دارد، که اصولاً باید در جای خود مورد ارزیابی واقع شود . این مثال را بیان کردم تا جنبه ای از مسأله پیچیدگی(Complexity) پدیده های اجتماعی را بیان کرده باشم. مسائل و پدیده های اجتماعی در ذرات خود، اموری پیچیده و ذو وجوه هستند و البته این پیچیدگی ،امری فرو ناکاستنی است. بسیاری از مسائل و تصمیمات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در کنار هدف اصلی مترتب بر آن تبعات پیش بینی شده و عمدتاً پیش بینی ناشده و گاه پیش بینی ناپذیر دارند که اصولاً نظایر آن در پدیده های طبیعی وجود ندارد .این پیچیدگی بیش از هر چیز ریشه در ویژگی انسانی دارد. پدیده های اجتماعی اموری وابسته به انسان هستند و انسان موجودی مختار، حساس، و خردمند است که لزوماً به محرکهای یکسان، پاسخ یکسان نمی دهد. این ویژگی های انسان است که موجب پویایی و پیچیدگی پدیده های اجتماعی می شود، که این امر نیز به نوبه خود سبب پیچیدگی و بروز چندگانگی در علوم اجتماعی در مقابل علوم طبیعی میشود.



