![]() |
![]() |
|
|
|
|
![]() |
|
|
|
|
|
|
|
|
3195 مطلب (1299 جدید) توسط 59 عضو
سیاسی - اجتماعی
(862 جدید)
شعر و ادبیات
(44 جدید)
روزنوشت و خاطرات
(94 جدید)
علمی و آموزشی
(39 جدید)
فرهنگی و مذهبی
(126 جدید)
اقتصادی - سیاسی
(53 جدید)
وبلاگهای متفرقه
(32 جدید)
وب سایتهای دولتی
(2 جدید)
وب سایتهای خبری
(47 جدید)
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
کار پارلمان هشتم تا چند روز دگر و با پایان گرفتن دومین دوره انتخابات به پایان می رسد. صداقت و احترام به فهم و شعور مخاطب و اطلاع رسانی به صورت حرفه ای سرلوحه کار من بود. پارلمان هشتم نیازمند نقد های شماست. پارلمان هشتم از امروز کارش پایان می پذیرد و رویش جدید و آغاز دگر باره اش را در وبلاگ خرداد 88 با قوت و قدرت و با حمایت های گرم شما خوبان ادامه می دهد.
از دوستان وبلاگ نویس خواهانم وبلاگ جدید خرداد 88 را لینک نمایند تا ارتباطات و دوستی ها بیش از این گردد. رئیس جمهور آینده کیست؟ پاسخ این سوال در خرداد 88 معلوم خواهد شد.

حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک و سخنگوی سابق تیم مذاکرات هستهای صبح پنج شنبه در پی یک بحران قلبی به بیمارستانی در شمال تهران منتقل و در بخش CCU بستری شد.
یکی از دوستان حسین موسویان در گفتگو با خبرنگار «شهابنیوز» تایید کرد که این دیپلمات شناخته شده صبح پنج شنبه در پی یک بحران قلبی به بیمارستانی در شمال تهران منتقل شده و بلافاصله در بخش CCU بستری شده است.
وی گفت: موسویان که از عصر چهارشنبه از احساس درد و سوزش شدید در قفسه سینه رنج میبرد و به دلیل شرایط روحی، با اصرار خانوادهاش برای مراجعه به پزشک مخالفت میکرد؛ اول صبح پنجشنبه به بیمارستانی در شمال تهران منتقل شد. پزشکان معالج با توجه به وضعیت جسمی موسویان و آزمایشهای اولیه، وضعیت قلبی او را بسیار نامناسب تشخیص داده و انجام عمل فوری آنژیوگرافی را ضروری دانستند که عمل نیز انجام شد.
این منبع نزدیک به موسویان افزود: پرونده پزشکی موسویان نشان میدهد که قلب وی در اوایل سال گذشته در سلامت کامل بوده است. بر اساس گفتههای پزشکان؛ استرسها و فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی وارد شده بر وی طی 8 ماه گذشته او را در وضعیت خطرناکی قرار داده تا آن جا که تاخیر در انتقال موسویان به بیمارستان در صبح پنجشنبه میتوانست نتایج فاجعهباری در پی داشته باشد.
وی با تاکید بر این که «موسویان همچنان در بخش CCU بستری است» گفت: پزشکان نسبت به نتایج هرگونه استرس و فشار بر موسویان هشدار داده و تاکید کردهاند وی پس از ترخیص از بیمارستان، شدیداً بایستی از هر گونه فشار، هیجان و استرس دوری کند.
این منبع آگاه در پایان تاکید کرد: آقای موسویان طی یک سال گذشته در مقابل تمام اتهامات ناروا سکوت کرده و مصالح کشور را بر آبروی خود ترجیح داده است. وی به رغم تمام اتهامات عجیب و غریب رسانهای که مطلقاً دروغ و خبرسازی بود و به رغم شرایط دشوار خانوادگی، باز هم سکوت را ترجیح داد. با این حال، برخی از پیامهای سیاسی و فشارهای وارده بر موسویان پس از صدور رای دادگاه، وی را در روزهای اخیر از یک روند رسیدگی حقوقی و عادلانه به این اتهامات کاملاً ناامید کرده است.
حسین موسویان حدود دو هفته قبل پس از یک سال جنجال سیاسی و رسانهای، سرانجام از اتهام «جاسوسی» تبرئه شد. با این حال دادگاه به دلیل نگهداری چند سند، وی را به دو سال حبس تعلیقی و 5 سال محرومیت از مشاغل دیپلماتیک و بینالمللی محکوم کرد.
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
رئيسجمهور و رئيس سازمان گردشگري فاميل شدند. به گزارش «تابناك»، مراسم عقد پسر دکتر احمدي نژاد و دختر اسفنديار رحيم مشايي شب گذشته برگزار شد.اين مراسم در منزل مشايي در تهران و به صورت ساده و صميمي برگزار شده است.
آقای مشایی گفت در یک تالار کوچک مراسم برگزار شود ولی دکتر احمدی نژاد گفته بود که در منزل برگزار کنیم . مراسم در کمال سادگی و بی تکلفی برگزار شد.
مجلس زنانه در منزل آقای مشایی و مجلس مردانه در منزل همسایه آقای مشایی که یک پدر شهید و شغل وي نيز بنايي میباشد، برگزار شد.
تعداد میهمانان مرد 20 نفر و میهمانان زن 25 نفر بودند و خطبه عقد را حاج آقا ثمری خواند.
پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت احمدی نژاد برگزار شد . از شام هم خبری نبود.
۱۵ بهمن ماه ۸۶ ساعت ۱۷:۲۸ آخرین روزی بود که حسام شیرازی از وادی وبلاگ نویسی وداع نموده و دگر هیچ نمی نویسد. من از دلایل ننوشتن حسام کاملا آگاهم چون می دانم بی حرمتی ها و ناجوانمردی ها گاهی صبر و تحمل را به نقطه پایانی می رساند و آدمی عطای نوشتن را به لقایش می بخشد. جفایی که بر حسام شده ورژن دیگرش چندی قبل بر پارلمان هشتم شده بود.
نمی دانم چرا حریم انسان ها اینگونه زیر پای افراد کم خرد خرد می شود یادمان رفته این سخن را که حفظ آبروی انسان ها از حرمت حریم امن کعبه واجبتر و با ارزش تر است؟ انسان هایی که از صفت انسانیت به دورند و از انسان بودن فقط نقابش را به صورت زنده اند چگونه به خود اجازه می دهند با ارزش های الهی و کرامت انسان ها به این راحتی بازی کنند ؟ آیا اینان را روز عقوبت و حسابرسی نیست ؟
حسام شیرازی را ننوشتن بس است او بایستی به این عرصه بازگردد چون جز صداقت و سلامت چیز دگری در نوشته هایش نیست. جامعه مدنی نیازمند انسان های اهل مدنیت و با اصالتی چون حسام است. چراغ اخلاق و مردانگی بایستی شعله ورتر شود تا عرصه برای تاریکی و جهل تنگ تر شود. امثال حسام شیرازی و ایرج فتاح باید بنویسند تا باران صداقتشان غبار از چهره بی نذاکتی ها و کوته بینی ها گشاید. ناصر حضرتی عزیز بیشتر باید بنویسد تا همه را به نوشتن وا دارد بایستی نوشت چرا که قلم توتم ماست و این عرصه بیش از این نباید با رکود و سستی مواجه شود..

در شرايطي که گزارش تلويزيوني احمدي نژاد درباره برنامه هاي اقتصادي جديد او، راهکارهاي مهار تورم و گراني لغو شده است، همزمان جمعي از نمايندگان مجلس هم خواستار عذرخواهي رئيس جمهور از مردم شدند و به او توصيه کردند به جاي ارائه گزارش هاي پي درپي و وعده هاي مکرر براي مهار تورم و گراني از کارشناسان کارکشته اما حذف شده کشور استفاده کند تا اقتصاد کشور بيش از اين گرفتار تورم و گراني نشود. پيشنهاد نمايندگان مجلس در شرايطي مطرح شده که مسوولان نهاد رياست جمهوري دو روز پيش اعلام کردند محمود احمدي نژاد يکشنبه شب (ديشب) بر صفحه تلويزيون ظاهر خواهد شد و تازه ترين گزارش خود را درباره برنامه هاي اقتصادي اش مستقيماً با مردم در ميان خواهد گذاشت. ظاهراً قرار بوده بعد از اعلام رسمي خبر عزل وزراي اقتصاد و کشور، گزارش تلويزيوني احمدي نژاد هم به فاصله چند ساعت پخش شود. اما ظاهراً در اين راه مشکلاتي پيش آمده است، از جمله جمعي از نمايندگان مجلس و مقامات مملکتي و فعالان سياسي با عزل پورمحمدي مخالفت شديد کردند و در عين حال تصميم به عزل وزير اقتصاد را هم تلاش براي انداختن گناه گراني ها به گردن داوود دانش جعفري قلمداد کردند تا بدين وسيله دامن ساير دولتيان از جمله احمدي نژاد از مساله تورم و گراني پاک شود. ظاهراً بروز چنين مشکلاتي به لغو گزارش تلويزيوني شب گذشته احمدي نژاد و موکول شدن آن به زمان ديگري منجر شده است. البته محمود احمدي نژاد تاکنون چندين بار و طي چندين ساعت از شبکه هاي مختلف صدا و سيما درباره مسائل اقتصادي از جمله گراني و تورم گزارش داده است. گزارش هايي که در سال اول رياست جمهوري اش حاوي انکار هر نوع گراني بود و مقوله تورم را صرفاً سياسي کاري ها و جنگ رواني تعدادي روزنامه قلمداد کرد اما به تدريج به سمت پذيرش گراني حرکت کرد و در عين حال وعده داد ريشه گراني و تورم در سال 1386 کنترل و ميزان تورم تک رقمي خواهد شد اما اينک در سال 1387 آمارهاي رسمي حاکي از تورم 6/18 درصدي است و پيش بيني شده است در سال جاري هم تورم از مرز 20 درصد عبور کند. البته در آمارهاي غيررسمي از تورم بالاتري سخن به ميان آمده است و از قضا در جامعه هم تورم بسيار بيشتر از آن چيزي احساس مي شود که آمارهاي رسمي بر آن تاکيد دارند. در چنين اوضاع و احوالي است که کارشناسان تکرار وعده هاي احمدي نژاد را راهکار اساسي مهار تورم نمي دانند و از او درخواست دارند به واقعيات توجه کند و کارشناساني را که با اتهام هاي مختلف از صحنه حذف شده اند به عرصه بازگرداند.در همين راستا مجلسيان هم واکنش هاي متفاوتي از خود نشان دادند.
تعدادي از نمايندگان مجلس ضمن سلب مسووليت دوباره از خود در مورد ايجاد تورم و گراني لجام گسيخته در کشور گناه آن را به گردن دولت انداختند و خواستار عذرخواهي رسمي احمدي نژاد از مردم شدند.
گروهي ديگر از مجلس هفتمي ها هم با استناد به اينکه اين مجلس به دليل بسياري از ملاحظات به خوبي از حق مردم دفاع نکرده و پس از 4 سال مردم را با تورم و گراني تنها مي گذارد، خواستار عذرخواهي همکاران شان از مردم و طلب حلاليت بودند.
بدين ترتيب به نوعي بازار معذرت خواهي در مجلس داغ بود؛ درخواست عذرخواهي «از سوي احمدي نژاد» يا «از سوي نمايندگان». علي رياض نماينده تهران و عضو فراکسيون اصولگرايان که به دور دوم راه نيافته در پاسخ به اينکه مجلس و دولت، کدام يک از مردم به خاطر اين ميزان تورم بايد عذرخواهي کنند، اين طور پاسخ داد؛ «چرا از من مي پرسيد. من که از اين مجلس حقوق دريافت نکردم، برويد از بقيه نماينده ها بپرسيد.»
البته عماد افروغ که از ماه ها پيش سعي کرده حسابش را از ساير اصولگرايان در حمايت از دولت جدا کند به همکارانش يادآوري کرد که چاره يي جز عذرخواهي از مردم ندارند؛ «نمايندگاني که به پيشنهادهاي احمدي نژاد و وزرايش تن دادند و تورم و گراني بيشتري را براي مردم به جا گذاشتند حالا بايد هزينه پرداخته و حداقل اعتراف کنند که چرا پاسخگوي اعتماد مردم نبوده اند و دين شان را ادا نکردند.»
افروغ افزود؛ «مجلسي که راس امور بودن را توجه نکرد و تابع خواسته هاي دولت شد تا بيش از آنکه وکيل ملت باشد، وکيل دولت باشد، مستحق چنين اذعاني است که «اشتباه کرده و از مردم طلب مغفرت کند».»
محمد خوش چهره نماينده تهران که با وجود تغيير موضعش نسبت به دولت و رفتن به صف مخالفان احمدي نژاد هنوز به دور دوم انتخابات اميدوار است، به کنايه عنوان مي کرد که ديگر فصل معذرت خواهي هاي او و هم طيفانش گذشته و نمايندگاني که دور بعد راهي مجلس مي شوند درس عبرت بگيرند و در راهي که مجلس هفتمي ها رفتند، نروند تا در آخر دوره در برابر چشم هاي پرسشگر ملت جوابي براي دفاع کردن از خود داشته باشند.
خوش چهره همچنين از احمدي نژاد خواست در برابر مردم به اشتباهاتش اذعان کرده و بگويد سيستم مديريتي وي کشور را به سوي تورم و گراني سوق داده است.
الياس نادران هم در دفاع از جايگاه مجلس از افرادي که مجلس را در کنار دولت در باب تورم مقصر مي دانند، گلايه کرد که اگر مجلس هفتم به انحراف رفته بود حالا بايد شرمنده مردم مي شد اما «فکر نمي کنم مجلس به انحراف رفته باشد. تمام تلاش مان را کرديم اما احمدي نژاد و کابينه اش به گونه يي کشور را اداره کرده و مصوبات مجلس را اجرايي کردند که عاقبتش اين شد.» نادران در برابر خبرنگاراني که طرح تثبيت قيمت ها را يک شکست و اشتباه بزرگ مجلس عنوان مي کردند، با ناراحتي پاسخ داد؛ «عمداً تصميمي نگرفتيم که گراني بياورد. هنوز هم از طرح تثبيت قيمت ها دفاع مي کنم. مجلس خوب تصميم گرفت اما دولت اجرا نکرد.»
نمايندگاني که با اين توجيه دولت را مقصر جلوه داده و مجلس را جدا از مشکلات مردم مي دانند، با اين سوال خبرنگاران در راهرو مجلس مواجه بودند که اگر اين طور بود و مي ديدند کاري از دست شان برنمي آيد، چرا استعفا ندادند. نادران در پاسخ به اين پرسش تاکيد داشت؛ «مقابل دولت احمدي نژاد بسيار قدرتمند ايستاديم و دليلي براي استعفا نبود. حالا هم دولت بايد جواب اين سوال ها را بدهد، نه نمايندگان.»
اما غلامرضا مصباحي مقدم از چهره هاي اقتصادي و سخنگوي جامعه روحانيت مبارز هم عنوان مي کرد هم دولت و هم مجلس اين روزها به جاي توجيه بايد از مردم حلاليت بطلبند؛ «برخي از چهره هاي اقتصادي تمام تلاش شان را به کار بردند اما مجلس گوش شنوا نداشت. بودجه 85 را همان طور که دولت مي خواست تصويب کردند. همان موقع هشدار داديم که از نيمه دوم سال 85 داد تورم و گراني مي زنند اما مجلسي ها به احمدي نژاد اعتماد کردند و به هشدار کارشناس ها بي اعتنايي.»
مصباحي مقدم به استناد تمام مذاکرات و هشدارها از يک سو و سکوت اکثريت مجلس از سوي ديگر از همکارانش خواست؛ «دو سال گوش شنوا نداشتيد، حالا بايد در برابر مردم و وجدان بيدار ملت پاسخ دهيد و بگوييد به چه توجيهي جاي حق آنها را با منفعت دولت عوض کرديد.»

«امير محبيان» تحليلگر مسائل سياسي معتقد است سايهي انتخابات رياستجمهوري دور دهم بر مجلس هشتم سنگين خواهد بود؛ به اين معنا كه چه طيف اصلاحطلب متمايل به مهدي كروبي و چه طيف اصولگراياني كه گرد برخي كانديداهاي سابق دورهي رياستجمهوري جمع شدهاند و به آنها تمايل دارند، تلاش ميكنند از فرصت موجود مجلس هشتم براي انتخابات رياستجمهوري آينده بهره بگيرند و فضايي را ايجاد كنند كه كانديدايشان به صحنه بيايد و بتواند نقش موثري ايفا كند.
در انتخابات مجلس هشتم شرايط براي اصولگرايان بهتر نشد
امير محبيان در تحليل آراي تهران و اين كه به واقع اصولگرايان چقدر توانستهاند در جريان انتخابات مجلس هشتم به موفقيت و پيروزي دست پيدا كنند، اظهار كرد: در مورد مسالهي انتخاباتي كه انجام شد همانطور كه پيشبيني ميشد، شرايط براي اصولگرايان از جهاتي بهتر نشد و ما شاهد شرايط جديدي در مجلس هشتم هستيم.
اصولگرايان فراكسيونهاي مختلفي در مجلس هشتم تشكيل ميدهند
موسس حزب نوانديشان ايران اسلامي همچنين گفت: در مجلس جديد شاهد خواهيم بود اصولگرايان فراكسيونهاي مختلفي را تشكيل ميدهند؛ براي نمونه ممكن است ائتلاف فراگير براي خود فراكسيوني موثر را تشكيل دهد و ممكن است اين فراكسيون تابعيت كامل از فراكسيون جبههي متحد اصولگرايان نداشته باشد كه اين امر نشاندهندهي آن است كه بايد با تحليل جديدي به سراغ ايجاد روابط و ائتلافهاي اصولگرايان در درون مجلس هشتم رفت و در واقع آنچه اهميت دارد اين است كه ما در تحليل آراي مردم واقعگرايانه عمل كنيم.
تحليل آراي تهران را نبايد معادل تحليل آراي كشور در نظر بگيريم
اين تحليلگر مسائل سياسي، با بيان اين كه من موافق نيستم تحليل آراي تهران را معادل تحليل آراي كشور بگيريم، افزود: اين اصل را نيز بايد همواره در تحليل مد نظر داشت كه راي شمال شهر تهران راي همهي تهران نيست و تحليل راي تهران معادل راي كشور نيز نيست؛ چرا كه اگر اين گونه بينديشيم، دچار همان توهمي ميشويم كه پارهاي از اصلاحطلبان دچار آن شدند و با تحليل آراي طبقهي خاصي از جامعه به اين نتيجه رسيدند كه راي بسيار فوقالعادهاي در انتخابات خواهند آورد؛ ولي شاهد اين بوديم كه در انتخابات رياستجمهوري و مجلس، خلاف اين پيشبيني اتفاق افتاد؛ از اين رو به گمانم ماهيت طيف درون حاكميت اصلاحطلبان تغيير خواهد كرد و تغيير كرده است.
كروبي، نمايندهي ناگزيز اصلاحطلبان در انتخابات رياستجمهوري
وي ادامه داد: به عبارتي ديگر اگر تا پيش از اين جبههي مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نقش پيشتاز داشتند اكنون جريان آقاي كروبي و حزب اعتماد ملي با توان لابيگري كه دارد نقش پيشتاز داشته و خواهند داشت و در دوران جديد آنها تلاش ميكنند چه در مجلس و چه بيرون از آن زمينه را براي ورود آقاي كروبي به صحنه براي انتخابات رياستجمهوري آماده كنند و آقاي كروبي نيز تلاش ميكند قباي رياستجمهوري را از منظر خودش به تن خودش پرو كند و افكار عمومي را بسنجد و در عين حال نقش حداقل نمايندهي ناگزير و تنها كانديداي اصلاحطلبان در انتخابات رياستجمهوري آينده را داشته باشد و همهي برنامهي آنها در اين مسير خواهد بود.
سايه انتخابات رياستجمهوري دهم بر مجلس هشتم سنگيني خواهد كرد
محبيان ادامه داد: لذا نكتهاي مهم اين است كه ما در زمينهي تحليل آراي مردم در جريان انتخابات مجلس هشتم دقيق عمل كنيم و به نظر من اصولگرايان هم نبايد دچار توهم باشند، همچنين اين امر را بايد به عنوان يك فاكتور اصلي در نظر گرفت كه به نظر ميرسد سايه انتخابات رياستجمهوري دهم بر مجلس هشتم سنگيني خواهد كرد؛ يعني چه طيف اصلاحطلب متمايل به آقاي كروبي و چه طيف اصولگرايان كه گرد برخي كانديداهاي سابق دورهي رياستجمهوري جمع شدهاند و به آنها تمايل دارند، تلاش ميكنند از فرصت موجود مجلس هشتم براي انتخابات رياستجمهوري آينده بهره بگيرند و فضايي را ايجاد كنند كه كانديداي مطلوبشان به صحنه بيايد و بتواند نقش موثري ايفا كند.
مجلس هشتم نسبت به مجلس قبلي مستقلتر از دولت عمل خواهد كرد
اين تحليلگر مسائل سياسي افزود: به عبارت ديگر هواداران آقاي كروبي تلاش خواهند كرد با نقد دولت نهم اين گونه بيان كنند كه « ما ميتوانيم يك آلترناتيو باشيم»، ضمن اين كه تلاش خواهند كرد فاصلهي خود را از طيف تندروي اصلاحطلبان بيشتر كنند و از طرف ديگر به گمان من در جريان اصولگرا نيز گرايشهاي مختلف تلاش خواهند كرد با نقد دولت نهم كانديداي مطلوب خودشان را مطرح كنند كه البته نوع بيان آنها متفاوت خواهد بود و به گمان من اين اتفاق خواهد افتاد و دولت بايد خود را براي مواجهه به يكسري از موجهاي انتقادي آماده كند و با توجه به اين كه مجلس هشتم زودتر از انتخابات رياستجمهوري دهم تشكيل ميشود، اين مجلس نسبت به مجلس قبلي، مستقلتر از دولت عمل خواهد كرد و به عبارتي انتقاديتر خواهد بود.
وي درباره اين كه در جريان انتخابات مجلس هشتم نيز اصولگرايان به دو بخش حاميان دولت و منتقدان آن تقسيم شدند، گفت: دقيقا همين جريان رخ داد، گر چه ممكن است عناصر شاخص اين جريان اين مساله را رد كرده و آن را نپذيرند و شايد اصلا به مصلحت اصولگرايان نيز نباشد كه اين اتفاق ديده شود؛ ولي اين مساله به عنوان يك واقعيت وجود داشت.
طرح برخي از آلترناتيوهاي اصولگرا براي انتخابات رياستجمهوري
محبيان افزود : به گمان من هر چه به انتخابات رياستجمهوري دوره آينده نزديك ميشويم، افرادي كه برداشتشان اين است كه صلاحيت دارند براي اين انتخابات به عنوان كانديداي اصولگرا مطرح شوند، ضمن تلاش براي مطرحكردن خود، درصدد خواهند بود با نقد دولت اصولگرا كاركرد و توانايي خود را به گونهاي در جامعه بيان كنند؛ به عبارت ديگر، جدا از طيف اصلاحطلبان به نظر ميرسد طيفهايي از جريان اصولگرا نيز تلاش ميكنند با نقد دولت خود را مطرح كنند و با توجه به اين كه هنوز اقبال به اصولگرايان در جامعه وجود دارد، اين گونه مطرح كنند كه آقاي احمدينژاد تنها و آخرين آلترناتيو نيست و اگر اصولگرايان ديگري كانديدا شوند، احتمال دارد راي بياورند؛ يعني در ذهن برخي آلترناتيوهاي اصولگراي آقاي دكتر احمدينژاد، اين طرح وجود دارد كه ممكن است آقاي احمدينژاد به دليل نقايصي كه از نظر آنها در كار دولت وجود دارد، كنار برود و با توجه به علايق مردم به اصولگرايان كانديداي اصولگراي ديگري از سوي مردم انتخاب شود.
شدت گرفتن انتقادات بخشي از اصولگرايان از دولت در آينده
محبيان ادامه داد: اما اين را كه آيا واقعا اين افراد به حدي از مقبوليت رسيدهاند كه توان رقابت با دكتر احمدينژاد را داشته باشند، آينده مشخص ميكند؛ ولي به گمان من اين ذهنيت براي آنها يك انگيزه را ايجاد خواهد كرد و همچنين براي هوادارانشان كه انتقاداتي را با ادبيات خاص از دكتر احمدينژاد شروع كنند؛ از اين رو دولت بايد خود را از اكنون در برابر اين انتقادات تجهيز كند و بداند ممكن است وضعيت دولت در مجلس هشتم به اندازهي مجلس هفتم روان نباشد.
جريان مشترك قاليباف، رضايي و لاريجاني در اردوگاه اصولگرايان ايجاد نميشود
اين تحليلگر مسائل سياسي، در پاسخ به اين پرسش كه در جريان انتخابات مجلس هشتم شاهد همكاريهايي ميان قاليباف، رضايي و لاريجاني بوديم و آيا ممكن است اين سه ضلع در آينده جرياني را به صورت مشترك در بين اصولگرايان ايجاد كنند؟ گفت: تحليل من اين است كه سه ضلعي كه نام برده شد در اصولگرايي و در موضع انتقادي نسبت به دكتر احمدينژاد مشترك هستند؛ ولي اينها در نهايت با هم نخواهند بود؛ چرا كه هر سه آنها به نحوي مدعي رياستجمهوري و كانديداتوري در انتخابات هستند؛ بنابراين در جبههي نقد دولت مشترك عمل ميكنند، ولي در جبههي اثباتي يعني اثبات خود هر كدام سعي ميكنند در جامعه به عنوان يگانه آلترناتيو مطرح شوند.
سوءتفاهمهاي تحليلي؛ عامل بسياري از اختلافات
محبيان در بخش ديگر گفتوگويش با ايسنا گفت: معتقدم بسياري از مسائل و اختلافاتي كه بين جريان اصولگرا و اصلاحطلب به وجود ميآيد و ممكن است نادرست باشد و رفتار صحيح را به وجود نياورد، همچنين اختلافاتي كه بين اردوگاه اصولگرا وجود دارد، ناشي از برخي سوءتفاهمهاي تحليلي است؛ يعني جريان عوامل موثر، تحليل دقيقي از اوضاع نداشته باشند يا در مورد توان خود دچار نوعي توهم باشند و يا در عين حال نوعي بستهنگري يا در واقع انقباض تحليلي باعث شود اجازه ندهند جريان اصولگرا چنان كه بايد گسترده شود؛ از اين رو نتيجهي اينها اين است كه مشاهده خواهيم كرد درگيريهايي بين اين دو جناح به وجود آيد و مردم را نسبت به عرصهي سياست بدبين كند.
گراني و تورم بزرگترين معضل فراروي اصولگرايان
وي در ادامه گفت: در شرايط فعلي اولويت نخست براي مجلس آينده و دولت اصولگرا اين است كه اولا در مسير ديدگاههايي كه مقام معظم رهبري دارند براي حل معضلات به سمت نوآوري بروند، كارها و تلاشهاي انجام گرفته را به سمتي ببرند كه به شكوفايي برسد و مردم نتايج آن را ببينند و شيريني فعاليت مسوولان را مشاهده كنند، همچنين بزرگترين معضلي كه فرا روي ماست گراني و تورمي است كه مردم دچار آن شدهاند و ضروري است دولت و مجلس و تمام عناصر موثر دست به دست هم بدهند و كمك كنند تا دولت بتواند وضعيت بهتري را براي مردم بهويژه براي طبقات متوسط و پايين ايجاد كند.

فاطمه رجبی: ۱. مصوبة مجلس در لغو تغيير ساعت توسط دولت، سبب گرديد تا از اول فروردينماه، وقت نماز صبح ساعت 5 بامداد، ظهر شرعي 1 بعد از ظهر و اذان مغرب حدود 8 شب باشد.
اين نابساماني و سرگرداني مؤمنان، تحفهاي است كه مجلس هفتم با يدككشي عنوان اصولگرايي به آنان ارزاني داشته است. ظاهر قضيه عقبنماندن از قافله اروپا و يافتن نماد توسعهيافتگي بود، و باطن آن حراست از بدعتگزاريهاي ارتجاعي دولت توسعه و استمرار آن به وسيلة دولت اصلاحات.
هنوز در فروردينماه هستيم كه نالة ناراحتي مردم شريعتمدار از اين شاهكار مجلس بلند است. شنيده ميشود برخي ائمه جمعه و جماعات، حتي دست به دعا؟! بلند كردهاند تا عوامل نابساماني اوقات شرعي و ايجادكنندگان در هم ريختگي آرامش ملّت را در رسيدن به جزاي اعمال، امدادرسان شوند.
اما بايد پرسيد مجلس هفتم در اين پافشاري بر مخالفت با تغيير ساعت توسط دولت، كدام مصالح شرعي يا ملّي را در نظر داشت.
آيا صرف مخالفت با تصميمات دولت يك «هنر» است كه به هر قيمتي بايد آن را دنبال كرد؟ آيا وامداري نسبت به برنامهها و راهكارهاي بنيانفكن توسعه و سازندگي يك اصل است كه با هر بهايي بايد ملت را و آرامش ملّت را قرباني آن نمود؟
به هر روي مجلس براي نخستينبار در امري كه به او «مربوط» نبود، آشكارا دخالت كرد، و «اختيار دولتهاي گذشته» را از دولت احمدينژاد سلب كرد، و از آنِ خود نمود.
شوراي نگهبان در همدلي با مجلس بدون نگريستن به عواقب كار آن را تصويب كرد، تا مجلسيان خرسند از دل بهخواهيهاي خود همچنان بر اريكه قدرت سوار بمانند.
2. نگاه مسؤليتپذيري مجلس هفتم به مصالح شرعي و ملّي، شاهكاري ديگري هم داشت.
نخستين مصوبة سال جديد، اين شاهكار را به ملّت تقديم كرد. «منع چند شغله بودن حقوقدانان شوراي نگهبان» از مداخلهگريهاي بدعتگزارانه ديگر مجلس هفتم است.
اين مصوبه كه يقيناً هم دين و دنياي ملّت را در گرو خود خواهد داشت، و هم آبروي نظام و ارتقاي سطح كشور را در جهان تضمين مينمود، و هم اهداف سند چشمانداز را در پي ميگرفت، و هم معضل اقتصادي و اجتماعي جامعه را بر طرف ميكرد، از تلويزيون آقاي ضرغامي، با عنوان «مصوبهاي عليه دكتر الهام» به اطلاع مردم رسيد!
با اين حال ملّت نميداند چگونه قدردان اين همه دغدغه و دلنگرانيهاي شرعي و ملّي نمايندگان مجلس هفتم باشد. نمايندگاني كه حدود سهسال وقت مجلس و بيتالمال را در معارضه با دولت نهم صرف كرد و نمونههايي چون «تغيير ساعت» و مصوبه اخير، تنها مخالفت با دولت را در نظر داشت.
آيا همين نمايندگان نبودند كه «عزيزي» و «اميري» را با داشتن شغل به حقوقداني شوراي نگهبان انتخاب كردند؟!
باطن امر را ميتوان از افاضات دكتر توكلي دريافت. شخصي كه در آتشبياري مخالفت با دولت، راه طويلي را پيموده است. او كه به عنوان حامي قاليباف در رياستجمهوري تلاش بسيار داشت، از هماكنون نگران سوء استفاده از قدرت توسط حقوقدانان شوراي نگهبان است.
البته براي اين همه مسؤوليتپذيري بايد آفرين گفت. اما دغدغة وي مربوط به نامزد آتي رياستجمهوري است! زيرا وي ميگويد: «چه تضميني هست كه در انتخابات رياستجمهوري آتي، همين حقوقدانهاي شوراي نگهبان رقباي رئيسجمهور را رد صلاحيت نكنند.»!!؟
آيا آقاي توكلي بر آن است به حمايت از نامزدي برخيزد كه احتمال ردصلاحيت شدنش قطعي است؟ آيا او با حذف برخي حقوقدانهاي شوراي نگهبان «جادهصافكن بيصلاحيتي است كه در آينده نامزد رياستجمهوري خواهد شد.»؟
به هر روي در صورت تصويب شوراي نگهبان مصوبه عملي است و خواسته و ميل نمايندگان مجلس برآورده ميشود. اما آيا ميتوان دار ازاي عمر شوراي نگهبان را بر اساس اميال نمايندگان مجلس هفتم رقم زد؟
آيا بدعتي كه امروز مجلسيان دنبال ميكنند، ايجاد خودكامگي در ساختار سياسي نيست؟ چه فرقي ميكند خودكامگي توسط شناختهشدگان سياستورز دولتهاي توسعه و اصلاحات باشد يا مجلس هفتم متولي آن شود؟!
اما يك نكته را نبايد از نظر دور داشت كه بر خلاف بسياري از نمايندگان مجلس هفتم، به خصوص آتشبياران معركة مخالفت با دولت از طيف اصولگرايان، دكتر الهام از سالهاي قبل به عنوان مخالف دولتهاي «توسعه و سازندگي» و «اصلاحطلبي برانداز» شناخته شده است.
اينك مصوبة مجلس اداي دين به آن دو جريان است، به ويژه اگر فرجام كار به مجمع تشخيص كشيده شود!
باشد كه با تاييد مصوبه مجلس، حركت فراقانوني مجلس هفتم، برگ ديگري به كارنامه اصولگرايي و اصلاحطلبي مجلس هفتم بيافزايد!

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام آغاز روند تغییر و تحولات تازه در دولت نهم را ناشی از ناتوانی دولت در عمل به تعهدات و وعده های خود دانست.
محمد هاشمي ، روز جمعه ، با بیان این مطلب تاکید کرد:« رییس جمهوری به دلیل آنکه نتوانسته است به وظایف و تعهدات خودعمل کند برای چاره اندیشی مجبور به ایجاد تغییرات تازه شده است.»
عضو ارشد حزب كارگزاران سازندگي با اشاره به تعهدات و اختیارات دولت گفت:« رییس جمهور از نظرقانونی یک وظایفی دارد و بر اساس آن تعهداتی را به ملت ایران داده است. بنابراین به لحاظ قانونی مسولیت رییس دولت انجام تعهداتی است که به ملت داده است و رییس جمهوری در برابر ملت ، رهبری و مجلس مسوول است و باید پاسخ گوی رفتارها و عملکرد خود باشد.»
وی تصریح کرد:« از سوی دیگر رییس جمهوری اختیاراتی دارد که بر اساس آن می تواند به رای و نظر خود اقدام به انتخاب همکارانش کند و تیمی را برگزیند تا بتواند تعهداتش را عملی کند.»
هاشمی در ادامه به روند روند تغییرات در دولت اشاره کرد و گفت:« اما به هر حال تغییر و تحولات در یک حوزه و دستگاه بیان گر آن است که در آن حوزه ، ضعف وجود دارد و دولت یا ریس جموری نتوانسته به تعهداتی که در آن حوزه به ملت داده عمل کند و زمانی هم که رییس دولت برای ایجاد این تحول راسا وارد صحنه می شود مفهومش این است او هم به این نتیجه رسیده و بر آن واقف شده است. موضوعی که پیش از این از سوی منتقدین مطرح می شد اما هیچگاه مورد پذیرش قرار نمی گرفت.»
وی افزود:« این تغییرات را ما اینگونه بررسی می کنیم که ضعف هایی در جامعه وجود دارد و امروز نمایان شده است. نیازی هم به برشمردن آن نیست چون بالاخره وضعیت اقتصادی، بیکاری، تورم، گرانی، ناامنی های اجتماعی، سیاست بسیار تنش آفرین در حوزه بین الملل و ... همگی نشان می دهد که رییس جمهور نتوانسته است به وظایف خودش عمل کند و برای چاره اندیشی می خواهد تغییراتی بدهد که انشاالله این تغییرات در جهت حل مشکلات مردم و برطرف کردن ضعف های دولت نهم باشد .»
هاشمی همچنین به تغییر و تحولات در دولت های گذشته اشاره کرد و افزود:« وی در ادامه درباره آثار و تبعات تغییر و تحولات پی در پی در دولت نهم اشاره کرد و گفت :« به هر حال روال در وزارت خانه ها، نهادها و دستگاه های دولتی و غیر دولتی به این شکل است که وقتی در سطح بالا مدیری عوض می شود در سطوح پایین تر هم تغییراتی حاصل می شود که اساسا دامنه تحولات با تغییرات در راس و صدر دستگاه ها متفاوت است.»
عضو مجمع تشخیص مصلحت افزود:« زمانی که استراتژی فرد جدید مشخص نباشد و دلایل واقعی این تغیرات برای معاونان و مدیران کل اعلام نشود گمانه زنی های درباره احتمال تغییرات گسترده در دستگاه مربوطه افزایش می یابد و شرایط بی ثباتی را حاکم می کند یعنی یک نوع سیاست صبر و انتظار برای مدیران آن وزراتخانه به وجود می آید.»
هاشمی تصریح کرد :« طبعا از نتایج و پیامد های اولیه این نوع تغییرات بی ثباتی مدیریتی است. با این وجود ، ما این احتمال را می دهیم که رییس دولت با احتساب و در نظر گرفتن به وجود آمدن این نوع مسائل و مشکلات است که دست به تغییرات تازه می زند، و حتما اینگونه فرض کرده است که بهبود شرایط و اوضاع موجود به واسطه ایجاد تغییرات تازه بر به وجود آمدن مشکلاتی همچون بی ثباتی مدیریتی و ناامنی های شغلی ارجح است .
وی در ادامه گفت:« به هر حال تغییرات در سطوح دستگاه و یا وزارتخانه احساس ناامنی شغلی هم با خود همراه می کند. طبعا وقتی احساس امنیت شغلی در یک وزارتخانه وجود نداشته باشد تصمیم گیری ها نمی تواند به موقع انجام شود و بنابر این سیاست صبر و انتظار به جای سیاست تصمیم و عمل بر آن وزارتخانه حاکم می شود.»
هاشمی در خاتمه تاکید کرد :« ما باید شرایط را به گونه ای طرح ریزی کنیم که دستگاه های دولتی ما تصمیم گیری های سازنده و قاطع داشته باشند اما این تغییرات آنی و پی در پی مدیریتی ، جلوی چنین تصمیاتی را خواهد گرفت.»
آقای حسنی در ادامه شرحی از فعالیتهای خود پس از انقلاب را ارائه میدهد. مبارزه با فساد، تأسیس کمیتههای انقلاب، و غیره. یکبار هم برای دیدار با امام به قم آمد که امام دیدار او را با خود در سال 43 به وی یادآور شده و حتی جزئیات را هم بیان فرمود (ص 236).
آقای حسنی شرحی هم از نصب خود به عنوان امام جمعه ارومیه به دست داده است. زمانی که طرفداران آقای شریعتمداری خواستند کسی از خود را بگمارند و اصولا ایشان تمایل داشت که امور آن منطقه زیر نظر وی باشد. وی میگوید آقای شریعتمداری به شدت تحت تأثیر بنیانگذاران حزب خلق مسلمان مانند مقدم مراغهای و احمد علی زادهها و حسن نزیهها بود. حتی مخالفت او با ولایت فقیه هم از همانجا نشأت میگرفت. در این مرحله آقای شریعتمداری پیش دستی کرده آقای فوزی را به عنوان امام جمعه ارومیه تعیین کرد. این در حالی که بود که امام با مشاورت آیتالله ملکوتی و بنی فضل آقای حسنی را به عنوان امام جمعه ارومیه تعیین کردند. روز معهود آقای فوزی نیامد و آقای حسنی نماز جمعه را آقامه کرد که تا به امروز یکسره ادامه دارد. ایشان میگوید که آقای فوزی مرد معقولی بود و متوجه بود که حرکت او درست نیست.
یک بار هم استاندار آذربایجان غربی نزد امام میرود و نامهای در اعتراض به امام جمعه بودن آقای حسنی مینویسد. امام هم با او برخورد کرده میفرماید: شما حتما همه کارهای مربوط به استانداری را به وجه احسن انجام داده اید، آن وقت نوبت به این رسیده است که به کارهای من رسیدگی کنید! بعدهم نامه را کنار میگذارند و مشغول خواندن روزنامه میشوند که یعنی برخیزید و بروید (ص 246).
آقای حسنی در دور اول انتخابات مجلس از ارومیه کاندیدا شده و وارد مجلس شد و به کمیسیون دفاع رفت، کمیسیونی که همه اعضای آن بعدها یا شهید شدند یا جانباز (ص 250). یکبار هم در تهران مورد حمله تروریستها قرا رگرفت اما وی هم اسلحه را کشید و شروع به تیراندازی کرد. داستان این بخش واقعا خواندنی است و آقای حسنی به رغم آن که زخمیمیشود آن قدر مقاومت میکند که از دست آن منافق نجات مییابد (ص 252 – 253). وی با بالا گرفتن غائله کردستان و جنگ از نمایندگی استعفا داد و عازم منطقه شد که شرحی از آن را اشاره کردیم.
یکبار هم پس از نماز جمعه وقتی از مسجد بیرون میآمد، یک منافق برای عملیات انتحاری به او چسبید تا خود را منفجر کند. اما آقای حسنی که با فنون رزمیآشنا بوده ضربه آرنج محکمیبه او میزند و او را تا دو سه متر آن سو پرت میکند. پس از آن محافظ وی فورا او را دستگیر کرده و نارنجک او را که ضامنش کشیده شده بود اما زنجیرش پاره شده و عمل نکرده بود از او میگیرد (ص 259).
خاطره او از آخرین دیدار آیتالله اشرفی اصفهانی با امام خمینی جالب است. آقای اشرفی خم شد و دست امام را بوسید و امام هم پیشیانی او را بوسید. آن روز پنج شنبه بود و جمعه بود که آیتالله اشرفی به شهادت رسید (ص 261).
خاطرات حضور آقای حسنی در جبهه جنوب و یادی از بمبارانهای هواپیماهای رژیم بعثی در ادامه آمده است. اشارتی هم به روابط خوب با مسیحیان منطقه کرده که جالب است : من همیشه از اینها، صفا، صمیمیت و انسانیت دیده ام (ص 265).
آقای حسنی بعد از مجروح شدن وی در جریان ترور تهران برای درمان مدت سه ماه در لندن بوده است. خاطراتی از آن دوره دارد و به خصوص شرحی از یک جانباز شیمیایی دارد که از آن با عنوان حماسه یاد کرده است. پزشکی برای این جانباز دندان مصنوعی گذاشت و وقتی کارش تمام شد بهترین دندانهای دنیا را برایت گذاشتم. مواظب باش وقتی برگشتی دیگر به حرف خمینی جبهه نروی . در این وقت، این جانباز دست در دهانش کرد و دندانها را محکم به زمین کوبید به طوری که تکه تکه شدند .. و من به غیرت دینی، صلابت و شجاعت و عزت و شرافت این جوان غبطه خوردم. (ص 271).
وی شرحی هم از سفر نخجوانش دارد و در ادامه از منبع مالی زندگیش میگوید که همیشه باغداری و دامداری داشته و حتی چیزهایی زیادی مثل بقیه مردم به رزمندگان اهداء میکرده است (ص 283)
حکایتی هم مربوط به فرزندش رشید است که پیش از انقلاب مدتی با وی همراهی داشته و بعدها کمونیست شده و به فدائیان خلق پیوسته است. آقای حسنی خیلی با او صحبت میکند که تأثیر نمیگذارد. زمانی که در تهران نماینده بوده جای رشید را میفهمد و به آقای مهدوی کنی خبر میدهد. رشید را دستگیر میکنند. آقای حسنی به نیروهای که در پی او میروند میگوید: اگر مقاومت یا فرار کرد بزنید و نگذارید فرار کند. رشید را به کمیته تهران میبرند و برای بازجویی به تبریز میآوردند و آنجا هم دادگاه به ریاست سید حسین موسوی تبریزی بلافاصله حکم اعدام او را میدهد و او را اعدام میکنند. آقای حسنی میافزاید: وقتی خبر اعدام رشید را شنیدم چون به وظیفه خود عمل کرده بودم هیچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب با هیچ شخصی و لو پسرم باشد شوخی ندارم و با هیچ احدی در این مورد عقد اخوتی نبسته ام. اما تأکید میکند که اعدام برای او زیاد بود. او جنایتی مرتکب نشده بود. حداکثر میبایست به حبس ابد محکوم میشد (ص 286).
آقای حسنی شرحی از اقدامات عمرانی خود هم در ارومیه به دست داده که از آن جمله بنای مصلای بزرگ امام خمینی در ارومیه، ساخت مساجد و مدارس فراوان در روستاها، ایجاد حوزه علمیه امام خمینی در ارومیه و کارهای دیگر است.
وی مقبرهای هم برای خود در حاشیه همان بزرگ آباد که روستای اوست برای خود بنا کرده است تا در آنجا دفن شود. در کنار چشمه خشک شدهای در یک کوه سنگی که به علی بولاغی یعنی چشمه علی معروف بوده است. این زمین به خاطر سنگی بودن هیچ وقت بدرد کشاورزی نمیخورد و برای همین برای دفن مناسب است. آقای حسنی به عنوان آخرین جمله میگوید: در سینه این کوه برای خودم محل دفن و قبر انتخاب کردم و راضی نیستم بعد از مردن، جنازه ام، حتی یک متر از زمین کشاورزی و مستعد را اشغال کند (ص 304).


