به اذعان دشمنان خونی احمدینژاد، یکی از صفات بارز و غیرقابل انکار او مردمی بودن اوست که از همان ابتدای کار تاکنون با او همراه بوده و حتی با گذشت سه سال از آن نه تنها کم نشده، بلکه با توجه به اتفاقات و فشارهای کاری و تبلیغاتی مختلف که انتظار میرفت در شکلها و مدلها تعاملی مختلف کمرنگتر بشود، در واقعتر پررنگتر شده است. یعنی در کنار ادامه این روحیه با پررنگتر شدن زوایای دیگر کاری و روحی به طور خودکار این مردمگرائی نمایش و نمای بیشتری داشت.

و البته مردمگرائی نه تنها به میان مردم رفتن و سخن مردم را شنیدن است. بلکه همانطور سخن گفتن و در میان گذاشتن واقعیات با مردم است. به این شکل که با سخنرانی در هر استان و شهر آنچنان مصر در گزارش به مردم است و پنهان نکردن امور که صدای برخی ناراحت از طنین صفات نیک این مرد بزرگ، به آسمان بلند شد و نمونه آن را در اعلام جزئیاتی از طرح تحول با این توجیه که مردم نباید نامحرم باشند، به خوبی نمود پیدا کرد. و از این دست اخبار و اتفاقات که حتی گاهی اول مردم از آن خبر میشدند و بعد برخی مسئولین دیگر! او همانطور که برخلاف بسیاری که قدرت خود را از تبلیغات و پول و قدرت و حزب به دست آورده بودند، او با کمک همین مردم بدست آورده، در نتیجه همیشه هم در میان مسببین ریاست جمهوریش باقی ماند و تفاوت خود را با کسانی که از مردم گرائی فقط عکسش را دارند(!) و تا خرخره در بیت المال غرق هستند، نشان بدهد
مردم گرائی او در سطح مردم روستاها و شهرها و به قولی عوام باقی نماند و همه را به این دایره مردمگرائی خود دعوت که نمونه آن نشستها با استادان دانشگاه، نخبگان و حتی نامه دادن و کمک گرفتن از آنان بود. و همه اینها در راستای اهمیت قائل شدن برای کار کارشناسی و نخبه گرائی بود که از جمله افتخارات به همراه این دولت و رئیس جمهور بود. به این شکل که هیچ کس به جز رهبری و بعد هم احمدینژاد نمیتواند ادعای توجه به نخبگان را بکند. (مگر اینکه طرفداران و هم حزبیهای خود را نخبه بداند!)
احمدینژاد فقط برای سران کشورهای بیگانه نیست که نامه نویسی میکند. نامههای متعدد او برای نخبگان خصوصا در جنبههای اقتصادی یکی از موارد اتمام حجت این دولت برای تاریخ است. همانطور که برای بقیه دل میسوزاند و برایش مهم هستند به همان شدت و بلکه با نگاه به ظواهر با شدت بیشتری برای داخل نگران و دست به قلم است.
و اما در این میان همانطور که با مثال گفتیم احمدینژاد شعار مردمگرائی خود را در حد شعار باقی نگذاشت ممکن است این سوال شود چرا حال که این مردم گرائی به رسانههای داخلی نرسیده؟ جواب این سوال را مطلعین از رسانههای داخلی به خوبی میدانند ولی بگذارید یک دلیل غیرقابل رد برای احتیاط و کمتر مصاحبه داشتن با رسانههای داخلی نسبت به خارجی را با هم مرور کنیم:
«این دستاوردها که مفت به دست نمیآید. تا یک ملتی فداکار نباشد، تا یک ملتی با اراده و مصمم نباشد که این چیزها به دست نمیآید. ما بیائیم به خاطر دشمنی با زید و عمر و این دولت و آن دولت و مسئولین اجرائی یا مسئولین کذا و کذا بیائیم اصل نظام را زیر سوال ببریم سیاه نمائی بکنیم. کاری که متاسفانه برخی نخبگان سیاسی میکنند. فضای تبلیغاتی کشور، مطبوعاتی کشور، فضای تبلیغات سیاسی به هیچ وجه فضای خرسند کنندهای نیست.»
این روزها همانقدر که واژه مردمگرائی و مردم سالاری با واژه احمدینژاد قرین شده و برای ثبت در تاریخ ماندگار، همانقدر دشمنی و نادیده گرفتن این امتیازات و خوبیها دشمنی با نائب امام زمان و انقلاب. حال دشمنان و منافقان داخلی هرچه میخواهند این مردمگرائی را بنامند