اجتماعی
آسفالت خیابان و شرکت در انتخابات

مهمترین مساله شهر ارومیه در حال حاضر چیست؟ شاید برای دادن پاسخ به این پرسش نظرات مختلفی وجود داشته باشد و سری مشکلات و مائل مهم سیاسی ردیف شود. شاید در نخستین نگاه نمایندگان دولت در استان در پاسخ به این سوال از انتخابات حرف بزنند و برای افکار عمومی از حضور حماسی مردم سخن گویند و در دلشان از راه یافتن اصولگرایان شهر به مجلس خوشنود باشند. کاری ندارم به این که دلمشغولی حضور کم مردم ارومیه در انتخابات را دارند یا نه و باز کاری ندارم که آیا علت حضور کم مردم ارومیه در انتخابات را تبلیغات بیگانگان و دشمنان نظام می دانند یا چیز دیگری.
اما به نظرم اگر کسی فقط یکبار از خیابان های ولیعصر و مدنی (سیروس) گذر کرده باشد نظر دیگری در خصوص مهمترین مساله مبتلابه شهر دارشته باشد. بی شک وی آسفالت افتضاح این خیابانها را مهمترین مساله ای خواهد شمرد که متوجه مردم است. پستی و بلندی های این خیابانها گاه به قدری است که شما به راحتی حس نشستن در یکی از آن وسایل بازی در شهربازی ها همچون سفینه و یا کشتی را پیدا خواهید کرد؛ البته اگر از حرص وضعیت آسفالت های خیابانهای شهر حسی برایتان باقی مانده باشد و یا مجالی برای ابراز وجود احساساتتان در این شهر وجود داشته باشد. جالب اینجاست که خیابان ولی عصر نخستین خیابانی است که مسافران نوروزی پس از ورود به شهر از آن عبور می کنند. خیابان سیروس نیز یکی از پر رفت و آمدترین خیابانهاست و اوضاع ترافیکش کمی از خیابان امام ندارد.
اکنون چند روزی است که شهردار ارومیه دستور خراش مجدد آسفالت خیابانهایی را داده که خود وی همین دو سه ماه پیش و زمانی که علی القاعده می بایست تنور انتخابات در شهر داغ باشد – و البته داغ نبود - دستور آسفالت شان را داده بود و لابد گروه مدیریت شهری کیف می کردند از وضع خیابان ها در آن روزها. خیابانهایی که زیبایی ظاهری شان چند روزی دوام نیاورد. 
در مورد وضعیت حاضر سوالات گوناگونی می توان طرح کرد و البته انتظار پاسخشان را نکشید - که اگر احساس وظیفه ای در خصوص پاسخگویی به مردم وجود داشت حال وضع اینگونه نمی بود -، اما نمی دانم شهردار محترم و گروه فکری اش می دانند که انتخابات به دور دوم کشیده و مردم باز هم باید هیجان زده شوند تا به پای صندوق های رای بروند یا نه.
نمی دانم آیا مقام مافوق شهردار در شهر و استان می داند که برای یافتن علل عدم شرکت گسترده مردم ارومیه در انتخابات اخیر مجلس ( که از متوسط کشوری بسیار پایین بود ) علاوه بر شناسایی توطئه ها بهتر است به روحیات مردمی هم نظری افکند و از مردم در خصوص رابطه آسفالت شهری و شرکت در انتخابات بپرسد. (توصیه می کنم که این پرسش به شکل کاملا ناشناس پرسیده شود زیرا پاسخ های یک فرد در برابر پرسش های رسمی و غیر رسمی گاه زمین تا آسمان فرق می کند.)
نمی دانم شهردار ارومیه می داند که اگر در کشوری خارجی این اتفاق می افتاد مقام مسئول به جای چسبیدن به میز و صندلی قدرت، در جا استعفا می داد. البته در چنین کشورهایی شعار اصلی احزابی که مقامات مسئول از همفکران آنها می باشند اینست که ما برای تصاحب قدرت می آییم . چه کنیم که آنها مثل ما شیفته خدمت نیستند.
نمی دانم روشنفکر و نخبه این مردم که - قاعدتا باید در تشخیص اهمیت امور از مردم پیش باشد ولی خیلی عقب است – و به دنبال اینست که از علل عدم اقبال به یاران خاتمی حرف بزند یا آن یکی از شکست پروژه وحدت نیروهای نظام نوشتن را می خواهد یا دیگری به تاراج فرهنگ آذربایجان به دست پان فارس ها می اندشید، آیا اندکی اندشیده به اینکه چرا مردم شهر ارومیه سالهاست که در زمینه مسائل سیاسی و فکری، نخبه ای را ارج نمی نهند. (و یا شاید بهتر است گفته شود که آنها سالهاست عنوان نخبه را به هر کسی عطا نمی کنند.)
نمی دانم آیا نشریات شهر ما به این فکر می کنند که چرا نمی فروشند.
نمی دانم با طرح این موضوع شما خواننده محترم گمان می کنی که به نظر من در حال حاضر مهمترین مشکل شهر آسفالت خیابانهاست. اگر اینگونه فکر می کنی باید بگویم اندکی در اشتباه هستی. به نظرمن مهمترین مساله حال حاضر شهر اینست که آیا این مسئولان شیفته خدمت مان دست کم یکبار از خیابانهای پایین شهر گذر می کنند؟ و مساله دیگر اینکه گمان می کنند وقتی مردم در مورد مساله ای اعتراض نمی کنند آیا واقعا از وضع موجود راضی اند؟ آیا نمی دانند مردم این شهر معمولا راههای کم هزینه ای برای بیان اعتراضاتشان برمیگزینند؟
بعدالتحریر: کجاست دایی جان ناپلئون سجاد نیکنام که بنویسد دشمن اینبار از آسفالت خیابانها بیرون آمده تا مردم را از شرکت در انتخابات بازدارد.
طرح ها برگرفته از وبلاگ زیگول است.
شعر
1)یابانجی شعر
سنه یاواشجا تاثیر ائدهجهیم
ریچارد براتیگان

سنه یاواشجا تاثیر ائدهجهیم
سن رؤیالاردا
بیر پیک نیک کئچیردییین کیمی.
اوردا هئچ قاریشقا اولمایاجاق.
یاغیش یاغمایاجاق.
2)تورک شعری
ياغمور قاچاغي
آتيلا ايلهان

اَليمدن توت يوخسا دوشهجهيم
يوخسا بير بير اولدوزلار دوشهجك
اگر شاعيرسم مني تانیيرسان
ياغموردان قورخدوغومو بيليرسن
گؤزلريم يادينا دوشورسه
اَليمدن توت يوخسا دوشهجهيم
ياغمور مني گؤتورهجك يوخسا مني
گئجهلري بير چیرپينتي ائشيدسن
اضطرابلا ياغموردان قاچيرام
"سارايبورنو"ندان كئچيرم
آخشامسا ائيلولسا ايسلانميشسام
مني گؤرسن بلكه آنلايابیلمهسن
ايچلهنير گيزلي گيزلي آغلایارسان
اگر من يالنيزسام يانيلميشسام
اَليمدن توت يوخسا دوشهجهيم
ياغمور مني گؤتورهجك يوخسا مني
پیشنهاد
مقاله: تقی رحمانی، متفکر و جامعه شناس در نظری که بر حال روشنفکران کشور در سال گذشته انداخته، از انتزاعی گری آنها شکایت کرده و دعوت نموده تا «اندکی زمینی باشیم». وی در این یادداشت کوتاه که در ویژه نامه پایان سال روزنامه اعتماد ملی منتشر شده، خواسته تا با « فاصله گرفتن از بحثهاي انتزاعي يا كاستن از شدت و حدت اين بحثها» به « ديدگاههاي مطلوب قابل تحقق» پرداخته شود. او در بیان یکی از علل احتمالی انتزاعی بودن روشنفکران نوشته است: « شايد دليل انتزاعي بودن روشنفكري ايراني، دوري وي از مشكلات و مسائل جامعه باشد كه صاحبان قدرت به او تحميل ميكنند يا اينكه به اقتضاي شرايط زندگي خود به اين بحثها توجه بيشتر نشان ميدهند.»...
خواندن این مقاله کوتاه را به خصوص برای آنهایی که هنوز گمان می کنند در قله کوه هستند یا دست کم به آن خواهند رسید، توصیه می کنم.
برای خواندن این مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید.