طی هفته گذشته برخی رسانه های محلی استان آذربایجان غربی از جمله هفته نامه « کوشا » به مدیر مسئولی برادر عزیزم غلامرضا غنی زاده و سایت خبری تحلیلی « آینانیوز » به مدیریت دوست بزرگوارم حامد عطایی ، مطالبی را در خصوص تغییر مدیریت سازمان اوقاف و امور خیریه استان منتشر نمودند . هرچند می توان گفت تغییر مذکور به واسطه اتفاقاتی که در حاشیه مراسم تودیع مدیر کل سابق این سازمان بوقوع پیوست یکی از جنجالی ترین و خبر سازترین تغییرات مدیریتی در تاریخ استان محسوب می شود اما باید به این نکته نیز توجه کرد که یکی از مهمترین دلایل انتشار چنین مطالبی در رسانه های محلی نه حواشی مراسم تودیع بلکه ریشه در رفتار و عملکرد مدیر کل سابق ، قبل و بعد از مراسم تودیع دارد.
View Raw Image' jQuery1224174752739="16">
مدتها بود منتظر بودم که دوستان نویسنده و روزنامه نگار شهرمان کمی ریشه ای تر به این قضیه می پرداختند بنابراین فرصت را مناسب دیدم که از زاویه دیگری به این مقوله پرداخته و با نگاهی به گذشته سازمان اوقاف استان و همچنین سوابق دو مدیر کل قبلی و جدید آن به ریشه یابی علت حساسیت های بوجود آمده بپردازم ، امیدوارم با نگارش این مطلب دل مومنی را نرنجانم و به مداحی و ثناگویی کسی متهم نشوم :
View Raw Image' jQuery1224174752739="16">
سازمان اوقاف و امورخیریه آذربایجان غربی از دیرباز ، از سویی بواسطه وجود دوجنبه معنوی و اقتصادی در وظایف و اختیاراتش و از سوی دیگر داشتن مردمانی متدین و مقید به اصول و فروع دین خدا و همچنین حضور ادیان و مذاهب مختلف در این استان همواره مورد توجه مردم و مسئولین منطقه بوده است که وجود صدها زمین ، مسجد ، مکانهای تجاری و مسکونی ، مدرسه وقفی حتی بدست هموطنان اقلیتهای مذهبی گواهی بر این مدعاست !
نخستین بار در سال ۷۸ اعتراض صریح و شجاعانه نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه ارومیه به برخی تخلفات آشکار صورت گرفته در این سازمان در خطبه های نمازجمعه ارومیه همه نگاهها را متوجه اوقاف استان نمود که پیگیری هاو افشاگری های بعدی حجت الاسلام حسنی سبب بروز اختلافاتی میان ایشان و یکی از روحانیان بنام این شهر گردید . پس از آن عده ای با پشت گرمی ای که از امام جمعه محترم گرفته بودند در صدد افشای اسناد و مدارک برخی از تخلفات و سو ءاستفاده های صورت گرفته پرداختند که مهمترین آنها قضیه موقوفه بزرگ تجاری واقع در میدان مرکزی شهر و ابتدای خیابان آیت الله طالقانی بود که قدیمی های شهر آنرا به نام « موقوفه مرحوم حاج بابا صنایعی » می شناختند اما در سالهای اخیر بوسیله تابلویی به موقوفه بزرگ حضرت آیت الله ...... تغییر نام یافته بود . از جمله جدی ترین و مهمترین افشاگریها توسط همین هفته نامه محلی کوشا انجام گرفت که در سال ۸۰ بمدت چند ماه تیتر صفحه نخست خود را به سلسله مطالبی در این باره اختصاص داد و کار تا آنجا پیش رفت که اسدالله لطف عطا مدیر کل وقت سازمان اوقاف استان و فرماندار اسبق ارومیه که از نزدیکان همان روحانی صاحب نام شهر محسوب می شد طی نامه ای « کوشا » را به سوء استفاده ار بیت المال و دست اندرکاران آن را به تحصیل ثروت های نامشروع متهم کرد که این کار منجر به آن شد که هفته نامه مذکور در یکی از شماره های خود با انتشار تصاویری از وضعیت معیشتی و منزل مسکونی لطف عطا و غنی زاده ( مدیر مسئول کوشا ) قضاوت را به مردم بسپارد.
البته در این اثنا تشکلی تحت عنوان « جمعیت خمینیان ارومیه » نیز از طریق پانل دیواری مسجد یوردشاهی واقع در میدان انقلاب ( ایالت ) به افشاگری و چاپ اسناد و مطالبی در این خصوص پرداخت . مجموعه این اقدامات و اتفاقات پس از آن سبب شد که با انتخاب جناب آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری ، حجت الاسلام برائتی که از روحانیان جوان و شناخته شده ارومیه و مهمتر از همه از حامیان پر و پا قرص رییس جمهور در ایام انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بود با نظر موافق استاندار آذربایجان غربی جای لطف عطا را گرفته و به سمت مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان منصوب شود . این در حالی بود که امام جمعه ارومیه نیز تنها شرط موافقت خود را رعایت حلال و حرام و پیگیری تخلفات صورت گرفته در گذشته از سوی برائتی اعلام کرد.
منصور بربری برادر شهید کامل بربری که بعدها ( پس از تشرف به لباس روحانیت ) نام خانوادگی خود را به « برائتی » تغییر داد از زمانی که در سالهای ۷۴ و ۷۵ در ستاد اجرای امر به معروف و نهی از منکر فعالیت می کرد بواسطه اقدامات جنجال برانگیزش در مقابله با جوانان نامش برسر زبانها افتاد .
اقدامات تند او به گونه ای بود که بوتیک های لباس فروش خیابان خیام ارومیه را مجبور کرده بود « کراوات و پاپیون » را بصورت مخفیانه بفروشند و مانکن های مصنوعی زنانه را جمع کنند اینها همه غیر از آن اقداماتی بود که برائتی بر علیه دارندگان و فروشندگان ماهواره و ویدئو انجام می داد بطوری که شایع شد ستاد اجرای امر به معروف و نهی از منکر حتی به پسرانی که پیراهنهای آستین کوتاه می پوشند نیز رحم نمی کند و دستهای آنها را از آرنج به پایین رنگ می زند یا موهای دخترانی را که بیرون مانده باشد را قیچی می کند .
مجموعه این رفتارها موجبات ایجاد فضای نا امنی و ترس از ریختن آبرو و از بین رفتن غرور جوانان را فراهم آورده و برخی اعتراضات را نیز در میان مردم برانگیخت و سبب شد علیرضا غنی زاده یکی از نمایندگان مردم ارومیه در مجلس پنجم مخالفت های جدی و عملی خود را با اینگونه رفتارهای غیر اصولی آغاز نماید که در نهایت منجر به توقف فعالیتهای ستاد مذکور گردیده و یکی از روحانیان نیز در همین ارتباط به اتهام فساد اخلاقی دستگیر ، محاکمه و خلع لباس شد و برائتی نیز مجبور به ترک ارومیه گشت.
حجت الاسلام برائتی در مدتی که در ستاد اجرای امر به معرف و نهی از منکر فعالیت می کرد اقدام به ایجاد محفلی متشکل از برخی نوجوانان و جوانان در پایگاه شهید فرخی مسجد امام حسین (ع) واقع در خیابان مافی نمود بطوریکه آن مسجد در آن مقطع تبدیل به پایگاهی برای همفکران برائتی شد .پایگاهی که تغییر مکان داده و هم اکنون مسجد امام صادق (ع) واقع در انتهای خیابان میثم ( خیابان شهید کامل برائتی ) به محلی برای تجمع وبرگزاری جلسات مریدان ایشان شده است .
طیفی که توسط برائتی در مسجد امام حسین هدایت می شد بطور غیر رسمی با هرگونه مظاهر بی دینی و غربزدگی بصورتی که ذکر شد مبارزه می کرد که تعدادی از نوجوانان آن زمان بعدها به طلبگی روی آورده و در حوزه های علمیه کاشان ، بناب ، قم و ارومیه مشغول به تحصیل شدند .
این طیف در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هر چند که به ناطق نوری تمایلاتی داشتند اما بدلیل حضور غنی زاده بعنوان اصلی ترین عضو ستاد انتخاباتی وی ، از او رویگردان شده و از ری شهری حمایت نمودند.
بالاخره اقدامات تند و غیر اصولی و درگیری و مشاجره های برائتی با مردم و مسئولین شهر باعث شد که فعالیت او در ارومیه دیری نپایید و عازم تبریز شد تا در دانشگاه این شهر به تدریس بپردازد.
اما همزمان با فعالیت های برائتی در مسجد امام حسین ، طلبه جوان دیگری از میاندوآب به ارومیه آمده بود تا بدون آنکه کسی از بزرگان شهر او را بشناسد ، یک خیابان آنطرفتر در بلوار والفجر ابتدای خیابان فرهنگ ، در پایگاهی که همه دارایی و امکاناتش یک کانتینر فلزی ساده و یک موکت نبود ، دهها تن از جوانان و نوجوانان آن منطقه را دور خود جمع کند و به دور از جنجال های سیاسی و بازی هایی که بوی مقام ، قدرت و پول از آنها به مشام می رسید با تشکیل جلسات قرآن و احکام به تربیت و تقویت بنیه های دینی و اخلاقی جوانانی بپردازد که در محله خود حتی یک مسجد را نمی یافتند و به شوق حضور گرم او به کانتینر کوچکی که در گوشه خیابان مستقربود پناه می بردند. نام این پایگاه کوچک « مرصاد » بود و آن طلبه جوان « الماس بیگی » بود که او نیز پس از تشرف به طلبگی به قول خودش الماس واقعی را در وجود مبارک حضرت امام یافت و نام خود را به « روح الله » تغییر داد .
در همان نگاه اول که او را می دیدی می فهمیدی که چه فرقی با سایرین دارد ، او همه وجودش را در اختیار تبلیغ دین گذارده بود و حتی در بسیاری مواقع از جیب خودش برخی هزینه های جلسات را پرداخت می کرد ، برای بچه ها جایزه می خرید ، با کودکان ،نوجوانان و جوانان چنان انس می گرفت و به احکام دین تشویق می کرد که کمتر کسی است که نمازهای جماعت مغرب و عشای حجت الاسلام بیگی را با حضور پر شور و حرارت تعداد زیادی از جوانان منطقه والفجر و فرهنگ و البرز آن هم در کنار خیابان و در معرض دید عابرین بیاد نیاورد .
روح الله بیگی متولد ۱۳۵۲ یکی از پنج شش روحانی ای است که در خانواده بیگی های میاندوآب وجود دارد و شاید بتوان گفت سرشناس ترین آنها نیز هست .وی در پی فعالیتهای چشمگیرش در حوزه علمیه و کانونهای فرهنگی مساجد همانطور که پیش بینی می شد به سمت رییس سازمان تبلیغات اسلامی شهرستان میاندوآب منصوب شد ، سپس در گیر و دار انتخابات هشتمین دوره مجلس از سوی سازمان اوقاف و امورخیریه کشور بعنوان مدیر کل این سازمان در استان اردبیل پیشنهاد شد و در حالی که مراسم معارفه وی نیز تدارک دیده شده بود ، در آخرین لحظات با مخالفت نماینده ولی فقیه در آن استان و امام جمعه اردبیل که خواستار یک مدیر روحانی بومی بود ، برنامه بهم ریخت تا بیگی در اسفندماه سال گذشته بعنوان مدیر کل امور فرهنگی سازمان اوقاف کشور در تهران معرفی شود .
رفتن بیگی از سازمان تبلیغات به قدری برای مسئولین آن ناراحت کننده بود که حجت الاسلام فخری مدیر کل سازمان تبلیغات اسلامی استان بارها در جلسات خصوصی از این اتفاق اظهار تأسف نمودو وجود او را برای این سازمان غنیمتی ارزشمند دانست .
در همین اثنا برائتی که در کسوت مدیر کلی اوقاف و همچنین دبیر شبه تشکل « رایحه خوش خدمت » و عضوی از هیأت نظارت بر انتخابات کماکان به برخی اعمال بحث برانگیز ادامه می داد ، روز به روز جایگاه خود را متزلزل تر می کرد. برائتی از همان ابتدا بر فعالیتهای عمرانی و اعمال تغییراتی در برخی اماکن مذهبی تأکید داشت ، برهمین اساس طرح تغییر در شکل مسجد چهارده معصوم ( شیرلو ) ، ایجاد یک پاساژ تجاری در بر خیابان عطایی از طریق تخریب نیمی از محوطه مسجد میدان، تجدید بنای مسجد بازار باش ،بازسازی قبور وحوطه صحن امامزاده بکشلوچای و...را دستور کار خود قرار داد که موجب بروز اختلافاتی با هیأت امنای این مساجد شد و حتی کار به جایی رسید که یکی از نزدیکان وی جهت متفرق کردن اهالی معترض امامزاده اقدام به کشیدن اسلحه نمود .
همچنین از آنجا که برائتی از پشتیبانی حجت الاسلام قریشی ـ یکی از نمایندگان استان در مجلس خبرگان و امام جماعت مسجد اعظم ارومیه ـ برخوردار بود بنا به درخواست ایشان مبلغ ۲۵۰ میلیون ریال به مرمت گنبد تاریخی این مسجد اختصاص داد که حرف و حدیث هایی را درپی داشت .
ازدیگر اقدامات برائتی تلاش وی برای رد صلاحیت نادر قاضی پور یکی از کاندیداهای مجلس هشتم ارومیه بود که هر چند ابتدا موفق به این کار شد اما در ادامه قاضی پور توانست در آخرین روزها صلاحیت خود را از طریق تهران اخذ نماید و در دور دوم نیز بعنوان یکی از سه نماینده ارومیه به مجلس راه پیدا کند .
برائتی که در رایحه خوش خدمت چند جوان کم سن و سال و بی تجربه را گرد هم آورده بود سعی در شایعه سازی و تخریب چهره مردمی قاضی پور با استفاده از همان جوانها داشت .مجموعه این اقدامات سبب شد که وی در شهریور ماه سال جاری جای خود را به بیگی دهد و در مراسم تودیعی که برایش ترتیب داده شده بود نزدیک یک ساعت به بیان ناگفته های خود پرداخته و علت برکناری خود را گردن ندادن به برخی درخواستهای غیر قانونی امام جمعه محترم عنوان کند .این در حالی است که حجت الاسلام حسنی بارها و بارها در طول سالیان گذشته لفظا" و عملا" بر رعایت حلال و حرام در صرف هزینه ها و دقت در نگهداری و رسیدگی به موقوفات استان تأکید داشته اند .
اکنون حجت الاسلام برائتی پس از برکناری همچنانکه برخی رسانه ها بدان اشاره کرده اند به همراه جمعی از همفکرانش در تلاش برای تقویت و احیای « رایحه خوش خدمت » به منظور فعالیت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده هستند تا با سازماندهی دوباره بتوانند به عرصه بازگردند و با شناسایی نیروهای جوان ، خصوصا" دانشجویان ، وبلاگ نویسان و خبرنگاران و همچنین ارسال پیامک های متعدد بر علیه امام جمعه محترم ، سازمان تبلیغات اسلامی ( داماد آقای حسنی ) و ...نیروهای خود را در مقابل امام جمعه ارومیه قرار دهند .
در همین ارتباط شنیده شده تعدادی از جوانان منتسب به ایشان و رایحه نیز با در اختیار گرفتن امورات گروه مشاوران جوان استانداری اقدام به عضو گیری از جوانان و دانشجویان و حتی دانش آموزان نموده و با استفاده از امکانات استانداری برای انتخابات ریاست جمهوری دهم سیاهی لشکر جمع می کنند و نکته قابل توجه اینجاست که هر یک از اعضای این گروه را که با اهداف و دیدگاههایشان مغایر تشخیص دهند بلا فاصله از گروه کنار می گذارندبطوریکه تا کنون بیش از ۲۰ تن از آنان یا بصورت داوطلبانه استعفا داده اند و یا به اجبار کنار گذاشته شده اند ! این در حالی است که رییس گروه مشاوران جوان استاندار در یکی از گردهمایی های تشریفاتی این گروه اعلام کرده بود همه جوانان استان با هر گرایش و سلیقه ای هر چند منتقد دولت باشند می توانند عضو این گروه شوند.
به نظر می رسد این گروه به آرامی به پایگاهی برای اعضای شبه گروه رایحه خوش خدمت و منتقدان نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه ارومیه تبدیل شود که دعوت از رسایی نماینده تهران و مسئول هماهنگی امور استانهای رایحه و روانبخش از اعضای اصلی این تشکل جهت سخنرانی در چند شهرستان استان آنهم با استفاده از نام مشاوران جوان استاندار و امکانات دولتی نشان دهنده میزان نفوذ این جریان در استانداری آذربایجان غربی است . اما شاید بخاطر سن وسال کمی که دارند بیاد نیاورند که اینگونه تخریب ها و شایعه پراکنی ها آنهم از سوی به اصطلاح مدعیان ( ! ) اصولگرایی و دفاع از انقلاب و ارزشها برای کسی که ترورها و تخریب های نا جوانمردانه بسیاری را چه در دوران قبل از انقلاب چه در اوایل انقلاب و چه در زمان اصلاحات با سربلندی پشت سر گذارده است ، کارگر نخواهد افتاد و بار دیگر مدافعان واقعی اسلام ، انقلاب و ارزشها از این فتنه هر چند کوچک سربلند بیرون خواهند آمد !! یاعلی