هفته اخیر برای تمامی کسانی که برای جدال در انتخابات آماده رقابتی شدید بودند بی تردید هفته ای آرامی نبود شاید راحت گفته باشم هفته ای جنجالی بود.
عده ای برای فردا های خود خواب هائی طلائی می دیدند که در صندلی مجلس هشتم نشسته اند و....برای عده ای دیگر که کمی نگران بودند یک برنامه تبلیغاتی سنگین که خدا می داند چند میلیون تومان کفاف میکردتا از عهده ای ان بر آمد.
وبرای عد ه ای که تازه کار بودند پر اصطراب.
اما رد صلاحیت اکثر آنانی که بعضی از آنان که چهره های شناخته شده بودند آب سردی بود که بر سر آتش انتخاباتی ریخته شد حال بماند که چه کسانی بر حق بودند ویا نا حق اصل موضوع چیز دیگریست.
از مبتدی ها شروع کنیم که تا به حال اصلا"در انتخابات شرکت نکرده بودند.آقا یا خانمی که می خواهید به مجلس هشتم بروید چقدر خود را مستحق میدانید ؟ آیا جرعت این را دارید که اگر نتوانستید در حصور مردم اعتراف به نتوانستن بکنید که تا کنون نظیرش را ندیدیم؟هدف شما خدمت به مردم است یا خدمت به فامیل ویا به دنبال ارتقاع شغلی ویا کسب مال و منال ؟تا کنون چه خدمتی برای نزدکان خود انجام داده اید.
کلی عرض کرده باشم تا کنون هیچ نماینده ای را ندیده و نه شنیده ایم کار قابل توجهی انجام داده باشد.
استان آذر بایجان غربی از جمله استانهائیست که چهار فصل است و امکان هر کاری در ان وجود دارد.
از جمله وجود انواع میو ه ها –دارا بودن زیباترین مناطق گردشگری –پرورش انواع حیوانات دامی وغیره
ووووووو.........که هزاران مورد دیگر وجود دارد.اما بعد از گذشت بیست و هشت سال همان استان است و بس و فقط جو لانگاه عد های که فقط شعار می دهند شده و بس .
دردها......
به هر اداره ای میرویم کسی جواب گو نیست.
با بارش سه سانت برف گاز قطع می شود.
اداره برق هر وقت دلش می خواهد برق را قطع می کند.ودر جواب چرا با جواب همیشگی فیوز پریده مردم را دست به سر می کند .
در بیمارستانها چه خبر است. مریض با پای خود به بیمارستان میرود اما دو ساعت دیگر سر از سرد خانه در می آورد.
نود نه در صد پزشکان پول زیر میزی میگیرند .چه کسی جواب گوست هنوز معلوم نیست.....ادامه دارد