انتشار گسترده جزییات قتل ها وجنایات وکلاهبرداریها در روزنامه های خاص وپرطرفدار وساخت یکی پس از دیگری فیلم هایی همچون ساخته های پلیسی فخیم زاده توانسته است در موفقیتی بی نظیر الگوهایی نا مانوس ومترود همچون ناتاشا را در جامعه جابیاندازد البته سهم فیلم های وارداتی هم بسیار بالاست .
این چنین فرآورده های فرهنگی نما بصورت مستقیم الگوهای ناپسند وضد ارزش را عمومی کرده ویروند تا ب ارزش تبدیل کند وهر یک بمنزله ماشین بزرکاری کار امد بذر بزهکاری وخلاف وماجراویی های ضدارزشی را در جامعه میکارند واین بذر ها رفته رفته خود را در رفتار غالب اجتماعی در محدوده سنی خاصی برجای خواهند گذاشت .هماهنگی های خلقی ورفتاریکه میتوان بین همسالان مشاهده کرد وهرنسلی با نسل دو سال بعدش متفاوت است ریشه در همین بذر پاشی ها دارد . اهمیت کار فرهنگی به حدی بالاست که من آنرا شایسته عنوان عملیات فرهنگی میدانم .هرچه منازعات از جنبه سخت بسوی نرم حرکت میکند نبردها پنهان ولی آسیب ها سنگین تر میشوند ونبرد فرهنگی نرم ترین صحنه رویارویی است .سریال ومجموعه داستانهای کلید اسرار ساخته شبکه ترکیه ای کانال سامان یولو است را میتوان از شاهکارهای عملیات فرهنگی وهنر فرهنگ سازی پایدار یاد کرد . کلید اسرار مجموعه داستانهایی است که پیام آن پاداش خیر در برابر کار خیر و پاداش بد در برابر کار بد است ونشان دادن ملموس آرامش ناشی از معنویت وخدمت به هم نوع ومهرورزی وفداکاری ودرنهایت گذار از خود محوری وخود خواهی وخودپروری بسوی خدامحوری ومعاد اندیشی است . تاثیرتنها یکی از قسمتهای داستانی آن که کمک به دخترهای بی بضاعت دم بخت و پاداش جزیی دنیایی آن را به تصویر کشیده بی شک اگر قابل اندازه گیری بود آمار فوق العاده بالایی از الگو گیری را در سرتاسر کشور نشان میداد ودر مورد فیلم هایی چون ...افزایش جرم وجنایت .دیگر وقت آن فرا رسیده است که از دایره ادعا بیرون آمده وواقعا به رسانه وتلوزیون به دیدی غیر از سرگرمی نگریست .عملکرد بد رسانه به رغم زحمات فراوان دست اندر کاران خروجی های بسیار منفی را در جامعه ناشی شده است که جای تامل دارد هر روزبرتعدادجوانان ونوجوانا لوس وننر وخودپسندیکه حتی در کنار پدرومادرشان در اتوبوس های عمومی همچون اردک به افراد سالخورده که سر پا مانده اند نگاه میکنند وازجایشان جم هم نمیخورند افزوده میشود .هرروز برتعداد جوانانی که فارغ از هر نوع غیرت درانتظارتاکسی واتوبوس زنان وبچه ها را پشت سر گذاشته وبا ضایع کردن حق آنها با عمل مو به مو به قانون جنگل سوار میشوند ...ولی سابقا یادمان میاید دم دمای افطار چگونه مردها زنان ناشناسی را که فقط به صرف اینکه مسئولیت مردانه وبه حکم غیرت زود تر از خود سوار ماشین میکردند وراهی منزل میکردند وسختی دیر ماندن را بجان میخریدند واین رفتاری عمومی واپیدمی بود .
یاد آن برنامه ای افتادم که یکی از نقش های آن مدام میپرسید شما میدانید پشه ها روزها کجا میروند ؟
نشود روزیکه بپرسیم ارزشها کجا میروند وضد ارزشهای ارزش نما از کجا وارد رفتار های فرزندانمان میشوند .




.jpg)





